🌸🍃  آنچه مرا نکشد ،قوی تر میکند 🍁

این جوونیمونه ک داره اینطور میگذره ؟

Really ؟؟

ابن بود چیزی ک وقتی بچه بودیم فک میکردیم ؟

+ تاريخ سه شنبه بیست و ششم مهر ۱۴۰۱ساعت 19:55 نويسنده |

این دوره هم تموم شد رفت،یکی از دوره هایی ک همش میگفتم تهش ک چی ،ف درست میری یا نه.

در حال حاضر دارم ادامه میدم و سعی میکنم خوشبین باشم به آخر راه.

ایندفعه سفر مشهد پر بود از زندگی های مجلل و خوب ک دلم میخواست آنقدر تلاش کنم و درامد داشته باشم ک به اونجاها برسم.

خونه خوب،منطقه خوب و ...

میدونی ف دارم خودم ب خودت میگم تویی ک دوسال دست به سنگ نشدی و تونستی دیروز یه دیواره رو صعود سرطناب میری یعنی تو میتونی ،تو قوی هستی و تو خیلی استعداد داری فقط کاش این استعدادمو حروم نکنم.

کاش ورزش کنم و رژیم بگیرم...

دیروز بعد تاپ کردن مسیر خیلی حس خوبی داشتم و کاش فعال شم و برم به سمت رویاهام.

+ تاريخ دوشنبه بیست و پنجم مهر ۱۴۰۱ساعت 8:26 نويسنده |

داشتم آرشیو پاییز سال گذشته امو میخوندم و خب دیدم همون ف ام با همون حال و هوا ولی شکننده و ضعیف تر

ف ایی ک دیگ ورزش رو هم گذاشته کنار و روزها به زور و اجبار میره سرکاری ک باید نقش بازی کنه و میاد میشینه فیلم میبینه و میخوره و میخوره و میخوره و شکم کرده بعد اون همه فشار رژیم ورزش ولی هم عصبی و هم میگ مهم نیس.

جامعه ایی ک هر لحظه ترسه، بوی خونه . پر از ناامیدی و ندونستنه.

ف ایی ک اگر پارسال شکست،امسال دوبارع رفت در آغوش شکست .

اشتباهه میدونم اما ...

اما و اما .

خسته ام

همین

+ تاريخ سه شنبه نوزدهم مهر ۱۴۰۱ساعت 21:11 نويسنده |

برای این همه برای غیر تکراری

برای باز موندن از کلاس زبان

برای باز موندن از کلاس ساز

برای تو خونه بودن و دور از اجتماع

برای نگاه های مسئولین دانگشاه بهم

برای زندگیم

برای پنهون موندن ورزشام از دید بقیه

برای تممام استرس ها از دیدع شده در اجتماع

برای تمام روزهایی ک ب جرم دختر بودن حنگیدم و میجنگم

برای منی ک تو خونه و داداشمم ک تا صب بیرونه

برای منی ک ماشین ندارم اما داداش کوچکترم داره

برای تمام مهمونی هایی ک با مامان کمرشکن شدیم و مردا نشسته بودن و میخندیدن و تخمه می‌خوردن .

برای تمام جشن های ختنه سورانی ک تو روستامون گرفته شد

برای تمام دخترای روستام که داداشته هرچی میگه گوش گن

برای دختر عمه ام ک چند شب پیش با مردی ۱۵سال بزرگ تر ازدواج کرد

برای مادر باردار ۱۵ ساله ام ک باردرار بود

برای تمام زن هایی ک به خاطر دختر بودن بچه توبیخ شدن

و برای این همه برای ....


برچسب‌ها: خون
+ تاريخ دوشنبه یازدهم مهر ۱۴۰۱ساعت 10:28 نويسنده |

کاش ادمای دوست و رفیق از هم دور نشن

کاش تو یک محیط شهری باشن

غمگین ترین ادم باشی با بیشترین درد کنار رفیقت خودتی ،خوبی

و من از هردوشون دورم ..

یکی ک‌کیلومترها دور تر و امان از جبر روزگار ..

چقدر این آخرهفته کنارت خوب بود شین 🥲

+ تاريخ یکشنبه دهم مهر ۱۴۰۱ساعت 14:51 نويسنده |

برای تمام کارهایی ک‌خواستم انجام بدم و به جرم دختر بودنم نتونستم.

برای این حال پر از گهی ک دارم.

+ تاريخ یکشنبه سوم مهر ۱۴۰۱ساعت 22:11 نويسنده |

کاش انقدر تنها نبودم ...

+ تاريخ جمعه یکم مهر ۱۴۰۱ساعت 23:5 نويسنده |