|
🌸🍃 آنچه مرا نکشد ،قوی تر میکند 🍁
|
غم از دست دادن خیلی زیاده بنظرم ولی برای هرکسی متفاوت
از دست دادن پدر و مادر سخت ترین چیزه تو دنیا بنظرم
این چند روز فک میکنم من چقدر بزرگ شدم ک دیگ دارم از دست دادن بزرگا رو تجریه میکنم .
فوت پدربزرگم اولین تجربه از دست دادن منه .
مردی بشدت از نظر ذهنی و فرهنگی بسته و همیشه ازش فراری بودم ولی ب همون نسبت مشوق بود و افتخار میکرد من درس خوندم تو نوه هاش .
روحش شاد و یادش گرامی.
شش ماه رو تخت و زندگی نباتی داشت و الان جاش خیلی بهتره و آرومه .
آدرس وبلاگمو به خاطر یه اشتباه عوض کردم و حس بدی دارم
تو ادرس جدید مث یه غریبه افتادم ک دلم میخواد بنویسم اما نمیتونم.
از ماست ک برماست
لعنت ب خودم
امید در من جوانه زد
رشد کرد
قشنگ شد
و امروز من دوباره برای شروع مجددی مشغول به کار میشم.
امشب fast او زیر پا گذاشتم
راه رفتم و پام ورم کرده
و بشدت ناراحتم و تنها
امروز روز عجیبی بود
داشتم میگفتم مامان همه میگن صبر کن منم واقعا صبر کردم اما چقدز دیگ بعدش گوشی بابازنگ خورد بعدش توی دلم هزارتا جوونه و ترس در اومد ، ترس هایی ک میدونم طبیعیه ولی باید هوشمندانه پیش بریم ایندفعه .
اما تا یکشنبه هیچی معلوم نیس کاش شنبه تعطیل نبود،اولین باره دلم تعطیلی نمیخواد...
گفت : ف داری با این حرفات همه چی رو تموم میکنی
باید میگفتم اره محکم .
اما میدونستم من تا حضوری تموم نکنم نمیتونم بگذرم.
در نتیجه گفتم نه .
ولی بهش فهموندم دیگ هیچ احساسی برام نمونده.
شاید هنوز براش ناراحت بشم ولی نه اونقدری ک حاضر بشم براش کاری کنم...
یه جا خونده بودم تو زندگی خیلی حالتو با چیزی گره نزنی ک اگر نباشه ندونی چکار کنی..
ولی برای دونده واقعا نمیشه به دویدن دل نبنده ، مرهم هر روزش و هرشبش .
از دوشنبه هفته پیش ک پام درد میکنه دائم حس میکنم چیزی رو از دست دادم و این برام غم انگیز ترین حسه .من خیلی غم و حسا تجربه کردم تو زندگیم ولی هیچی به شدت از دست دادن ورزشام نبوده دورانی ک پام تو گچ بود...
امیدوارم پام خودش بفهمه الان وقت اسیب نیس و با من راه بیاد و خوب بشه چون عملا تو این هفت روز ک ندویدم ادم خوبی نبودم برای زندگی ام .
حس میکنم باید از تمامی روابط اجتماعی برم بیرون و داخل سیاره خودم زندگی کنم و حس میکنم شدیداً نیاز دارم براین کار.