|
🌸🍃 آنچه مرا نکشد ،قوی تر میکند 🍁
|
میدونی چند وقته نیومدم اینجا و از ذوق چیزی بنویسم ؟
و امروز من بعد مدتها زنده شدم، کمی حس زندگی در من جاری شده و منو پرت کرده ی اون ادم خوشحال و پر انرژی ک یا تمام وجودش زندگی براش لذت بخش بود و اینو مدیون ادمایی ام ک خیلی برام عزیزن و دوست داشتنی ان .
مدیون اینم ک من ادم اجتماعی هستم و در تنهایی واقعا میپوسم و خونه شیوا و رفتارش و حرفاش برای من خود تراپیه .
گقتم تراپی؟ برای اولین بار جلسه تراپی هماهنگ کردم هقته آینده و تا لحظه اخر میخواستم پولو نزنم و کنسل کنم چون هزینه اش برام سنگینه ولی گفتم نه بزار حداقل جلسه اولو بری
حس میکنم این دو روز دارم تو خونه مانیکا و چندلر زندگی میکنم :))))
و هپی هستم هپی:))
یادمه یه روزایی چقدر برای تک تک بچه ها وقت و انرژی گذاشتم
برای دور هم جمع کردن
برای داشتن این اکیپ و جمع و حالا به اتمامش رسیده و من هم خوشحالم و هم غمگین.
به وقت دفاع میم و خونه کوثر و عصبانیت و ...
بعد مدتها یه ادمی پیدا شده ک گاهی فکرمیکنم الان من هنوز ادم درستی نیستم بعد میگم ممکنه نور باشه بعد میگم خودتو گول نزن
ولی در کل بینمون پونصد کیلومتر فاصله است:)))
یعنی کنسله کلا
و اصن نمیتونم بهش فک کنم :)