🌸🍃  آنچه مرا نکشد ،قوی تر میکند 🍁

دارم به ماه تولدم نزدیک میشم

ماهی ک گفته بودم تا روز تولدم وقت دارم تکلیف خودمو مشخص کنم و کارمو درست کنم اما باز هم یه توقف ایجاد شد و شاید دور شم از هدف نمیدونم...

فقط فلا سعی میکنم آرامتر زندگی کنم . همین.

امرور و چالش دو عالی بود حز روزهای به یاد ماندنی

+ تاريخ دوشنبه سی ام بهمن ۱۴۰۲ساعت 23:13 نويسنده |

روز یک شنبه را به مدلی گذراندم که اکنون ک فکر میکنم از خودم عصبی میشوم از خود خودم .

من ابن مدل زندگی را نمیتوانم زیست کنم ولی متاسفانه همه یا حداکثر به دنبال این مدل زیست هستند چیزی ک من نمیتوانم .

چیزی ک تا امروز و تا ماه ها خودم را سرزنش خواهم کرد ...

من خودم مایه رنج خودم هستم .

تمام.

خونه الف.میم.

این روزاها نداشتن پول و بیکاری و لوازم کوه و بودن در شهری ک بدم میاد داره منو از پا در میاره...

دللم میخاود زندگی تموم میشد همین

+ تاريخ سه شنبه بیست و چهارم بهمن ۱۴۰۲ساعت 8:52 نويسنده |

این روزا حس میکنم مسیر زندگیم گم شده

انگار منتظرم ،منتظر اینکه ببینم نمی‌خواد یه نوری بیاد یه اتفاقی بیوفته ک بفهمم باید چکار کنم

این روزا پر خشمم

نسبت ب خودم . خانواده ام . والدینم

این روزا پر تنبلی ام

موکول کردن کارها به بعد

این روزها پر انگیزه ام برای ژدن کار خصوصی

این روزها ناامیدترینم برای کار کردن

این روزها خوشحالم برای ادمهای اطرافم

این روزها بشدت تنها و دلمرده ام ..

و این روزها فقط میدانم عمرم داره اسون میگذره و ازش استفاده درست نمیکنم .

+ تاريخ پنجشنبه دوازدهم بهمن ۱۴۰۲ساعت 15:13 نويسنده |

گاهی زندگی همین لحظه است همون لحظه ایی ک دوستت میگ میای بریم و تو با کمی دو تا چارتا میگی اره میام و میری

همونا بعداً میشه بهترین سفرات بهترین خاطراتت

و تو حسرت نمیخوری چرا نرفتم چرا خواستم بمونم و تنهایی غصه بخورم چرا ...

شین و میم عزیز ممنونم

+ تاريخ یکشنبه یکم بهمن ۱۴۰۲ساعت 10:29 نويسنده |