|
🌸🍃 آنچه مرا نکشد ،قوی تر میکند 🍁
|
امشب انکالم و تک و تنها از ساعت سه تا همین الان تو یه چهار دیواری بودم،اصن انکالی های اینجا رو دوست ندارم بیشتر منو به خسته و افسرده و غمگین میکنه .
دائم فک میکنم چرا ؟ چرا اینکارو باهام کردی ؟
چرا باید پشت اون تماس تلفنی آنقدر تهدید و خوار بشم
من همیشه میگذرم از ادما
ولی از تو ... فک نمیکنم
بهم مدیونی ،خیلی مدیونی .
این روز ها منی ک همیشه میگم به همه حرف بزنید ،بنویسید
اما الان خودم مدتهاس در سکوتم ، و هرچی میره جلوتر میبینم چقدر ادمای گذشته زندگیمو دوست دارم ، چقدر اونا برام با ارزشن
و این برام خیلی با ارزشه ...
اینشبایی ک آنکالم واقعا بی حوصله ترین ادم میشم
و کلا باز یهو دارم غلاف میکنم ،دو هفته خیلی خوبی رو پشت سر گذروندم و نباید روتینمو قطع کنم
نباید.
دوره نجات هم تموم شد و بریم به سمت اینده ...
امشب شاید ب جرئت میتونم بگم بدترین شب 24سالگیه
شبی ک پشتت تلفن متهم شدم ب خیلی چیزا
شبی ک حالم از خودم بهم میخوره
من فقط یه ف تو خالی ام همین .
بشدت پوچ .
و من پوچم