|
🌸🍃 آنچه مرا نکشد ،قوی تر میکند 🍁
|
بعدا نوشت: ممنون ک حواست بود
به کسی ک بودم...و به کسی ک میخواستم بشم
میبینم ک چقدر متفاوت شدم
دنبا اونقدر تلخ همه چی رو نشونم داد
هرچی ک بدت میاد سراغت میاد
یعنی تو بچگی به هرادمی ک گفتم از رفتارش و ازکارش متنفرم
دقیفا...همه اون رفتارا و کارا رو خودم انجام دادم
و چقدر الان از وجود خودم متنفرم
#کاراموزی_ خانواده
#ترس_مراقبت
تنها ک همیشه بودم...
فقط گاهی بعضی ها رو به اشتباه تو زندگیم راه دادم ک الان میبینم حماقت بوده و چقدر صدمه بهم زده
به روحم..به اعتقاداتم...به خودم
خسته ام از زندگیم و خسته تَر از خودم
خیلی از خودم خسته
از خودی ک تمام چیزارو میدونه ولی بازم انجامش میده و میدونه باید چکار کنه ولی اقدامی نمیکنه
دوباره دارم میرم تو فاز سکوت و خیره شدن به یه نقطه و افسردگی
من از خودم ناامید شدم...
یه روز پر شور و حرارت
یه روز قهر
یه روز دلتنگی
و درنهایت سرد شدن...
یعنی دوری انقدر موثره !؟ وجود ادمای جدید در کنارت !؟
من اونقدر به تو نزدیک بودم ک الان حس میکنم تو هوا معلقم...
من با تمام سختی ها اون وابستگیو دوس داشتم
چون برای من یکنفر کافیه..
و تو بودی..
بودی ک کمک کنی..ک نصیحت کنی..ک مشورت کنم باهات
ک احساسمو بگم
ک ویس بفرستم
ولی الان اونقدر سرد شده..ک هم اتاقی ایمم فهمیده و میگ قهرین !؟
روزی نبود ک صداتو نشنوم
ک قهقهه نزنم..ک حرص نخورم از دستت
خاطراتمون اونقدر زیادن ک نمیدونم الان کدومو بگم !
کاش بمونیم برا هم.
با تمام اشتباهایی ک من کردم...
انجام ندین
کاری ک بعدش از خودتون متنفر میشین
انجام ندین
حالم بده
همین.
میرم پارک
میشینم رو صندلی های خیس و نگاه میکنم به استخر آب روبه روم و درختا و هوای تازه و بارونی
یک ساعت میشینم و صدای سینا حجازی تو گوشم پخش میشه
ک میگ به ما یاد دادن دخترا بادکنکن ولی یاد ندادن چرا میشکنن...
میگ ک بخند..میگ ک صب شده
میگ..میگ..
یه عالمه از اهنگاش پخش میشه و من نگاه میکنم به دختری ک با پدر و مادر مسنش اومده و داره راه میره و دلم تنگ میشه برای خانواده ام
به دو دختر رنگی یکی صورتی و یکی قرمز ک میگن و میخندن و صداشون پخش شده تو پارک
نگاه میکنم ب خودم ک تنها نشستم...
و باز اهنگ رو پلی میکنم و میشینم و نگاه میکنم و فکر
فکر به چی ؟ خودمم نمیدونم
بلند میشم میرم رو لبه استخر راه میرم و برمیگردم
تو راه اهنگ اهای غمی ک عین بختک رو سینه من شده ای اوار دستاتو بردار
بغض میکنم و پسش میزنم
هوا سرد شده و یخ میکنم
میرسم خوابگاه و دراز میکشم
و به درسای روی هم جمع شده فکر میکنم...
#خسته_رنج_مَن
#درخشان
#محکم _باش
قول میدم یه روز بیام و بگم
و تونستم
تونستم خودم خودمو بکشم بالا از اون گوداال
روزی ک دیر نیس
قول میدم یه روز بیام بگم من اونی دارم میشم ک میخواستم...
میام
حتما میآم
میام و میگم سلام.ادم جدید هستم
من فقط نیاز دارم به یکی ک کنارم باشه
درکم کنه...بغلم کنه...بفهمه منو
باهام بخنده و باهام گریه کنه
من دآرم نابود میشم...
من دارم خودم به ته خطی میبرم ک از دست دادن اینده و زندگیمه
من خسته ام
از خودم.
از خودم ک ولش نمیکنم ک ول نمیکنم.
ک نمیرم یه گوشه...
من از خودم در رنج بودم و هستم و هستم و هستَم....
میدونی نیاز دارم به یک سیلی ک بزنه تو گوشم
ک محکم بزنه..و داد بزنه چه گهی خوردی
چرا...چیت کم بود
و من بگم توجهت.
نیاز به یک سیلی دارم..به یک زندون..ک رها کنم ک رها شم از اینی ک نیستم...
من خودِ قبلیم نیستم
من اون ادمی نیستم ک دنبالش بودم
شدم ادمی ک همیشه اگ کسی با این خصوصیات میدیدم متنفر میشدم ازش...و الان اون شخص خودممم
خودِ خودم.
ته کشیدم و نمیدونم راه نجاتی هس یا نه...
حس میکنم ته یک گودالم ک نمیتونم بیام بالا و یکی باید بیاد منو بکشه بالا...
خیلی ته گودالم خیلی..گودالی ک بادستای خودم کندم...
میدونی ایندفعه با دفعه های قبل فرق داره
واقعا خودمو ته خط میبینم...
حس میکنم تمام شدم
یعنی قراره بمیرم !؟
زندگیم اونی نیس ک میخواستم..اونی نیس ک دنبالش بودم.
تپش قلب برای کاری ک کردم
کاری ک اشتباهه و نمیدونم چطور تمومش کنم...تموم..تمووووم
لعنتی تموووم فقط
دیگ خسته شدم از خودم..از زندگی ام...خسته.
من گُه زدم به خودم دوباره...
روزای مزخرفیه...تا ظهر خواب و نهار و دراز کشیده و کمی عیددیدنی ک دیگ شور و شوق سابقو نداره...
همش بحث سیاسی و گرونی :)
خسته ام...از خودم.
دندونم ک چن وقت پیش دکتر گف باید عصب کشی کنی و واس پولش نرفتم..درد میکنه خیلی...هر روز ۳تا مسکن میخورم..
پام دوباره از دیروز ک رفتیم بیابون و گردش درد گرفته
گوشیمم مدتها صفحه اس روشن نمیشه...
واقعا عصبی ام و خسته. ..
بعد ماها گلی رو دیدم...رفیقَم...تنها رفیقم
ولی الان شدیم دوست...چون از هم و از درون هم خبرنداریم دیگ
اونه ک نمیخواد بگه...
هووف...سال ۹۸ شروع خوبی تا الان نداشته...خودم نخواستم ..این جمله بهتره تا اینکه سالو متهم کنم.
متهم ردیف اول پرونده خودمم...
و هنوز یک فروردین نشده
همینقدر بلاتکلیفم.
گیج و گنگ و مبهوتم
و در حال جدل با خودمم.