🌸🍃  آنچه مرا نکشد ،قوی تر میکند 🍁
بلند میشم اماده میشم

میرم پارک

میشینم رو صندلی های خیس و نگاه میکنم به استخر آب روبه روم و درختا و هوای تازه و بارونی

یک ساعت میشینم و صدای سینا حجازی تو گوشم پخش میشه

ک میگ به ما یاد دادن دخترا بادکنکن ولی یاد ندادن چرا میشکنن...

میگ ک بخند..میگ ک صب شده

میگ..میگ..

یه عالمه از اهنگاش پخش میشه و من نگاه میکنم به دختری ک با پدر و مادر مسنش اومده و داره راه میره و دلم تنگ میشه برای خانواده ام

به دو دختر رنگی یکی صورتی و یکی قرمز ک میگن و میخندن و صداشون پخش شده تو پارک

نگاه میکنم ب خودم ک تنها نشستم...

و باز اهنگ رو پلی میکنم و میشینم و نگاه میکنم و فکر

فکر به چی ؟ خودمم نمیدونم

بلند میشم میرم رو لبه استخر راه میرم و برمیگردم

تو راه اهنگ اهای غمی ک عین بختک رو سینه من شده ای اوار دستاتو بردار

بغض میکنم و پسش میزنم

هوا سرد شده و یخ میکنم

میرسم خوابگاه و دراز میکشم

و به درسای روی هم جمع شده فکر میکنم...

#خسته_رنج_مَن

#درخشان

#محکم _باش 

 


برچسب‌ها: مَن معمولی
+ تاريخ جمعه بیست و سوم فروردین ۱۳۹۸ساعت 20:22 نويسنده |