گفت :گاهی هم فکر میکنی خیلی بیشتر از بیست سال زندگی کردی و تجربه داری،و آخر سر یه روز صب از خواب بلند میشی و متوجه میشی هیچ حسی به گذشته و آدم های گذشته نداری،دیگ میتونی واسه همه شون آرزوی خوشبختی کنی؛یه جور رهایی و بی احساسی کامل،از اون به بعد با کسی جروبحث نمیکنی،به همه لبخند میزنی و از هنهدچیز ساده میگذری،مردم بهش میگن قوی شدن،اما من میگم سرشدگی!)) برچسبها:
کتاب های_خواندنی