|
🌸🍃 آنچه مرا نکشد ،قوی تر میکند 🍁
|
بعد داشتن ۳ماهه مرخرف
و بودن و اومدن ادمایی ک فقط انرژی ایمو گرفتن تموم شد
تونستم پشت سربگذرونم...میدونی برای زندگی من و نبود ادمایی حتی در حد ی۶ دوستی ساده...بودن اون ادما اذیت کننده بود
مگرنه نه اتفاقی افناد و نه چیزی
ولی دیگ بودنشونم تموم شد.
و الان شدم همون ادم تنهای همیشه
و دیشب پناه بردم به نیکمت دور حوض ابی مورد علاقه ام
و با وجود اون همه شلوغی و پسرا جرئت کردم و روی لبه حوض راه رفتم
و برگشتم و رفتم مسجد
مسجدی ک پر از روزای سخت ترم یک و دوعه
برام پر از خاطره اس:)*
سرم شلوغه خیلی ..صب ک میرم بیرون تا شب برنمیگردم
و اونقدر کار و مسئولیت باهامه ک گاهی میترسم نتونم...
# شکرت برای سلامتی ایم.# شکرت برای پیشرفتم تو این چند سال
دیشب تو پارک یاد اولین باری افتادم ک زدم ب خیابون...چقدر ترسناک بود..چقدر وحشت داشتم...چقدر میلرزیدم
و چقدر کم اعتماد به نفس بودم..
این روزا خیلی دوست دارم دعوت شم به یه نوشیدنی گرم
شاید باید خودم دست خودمو بگیرم و ببرم دعوتش کنم به یک لاته :)*