🌸🍃  آنچه مرا نکشد ،قوی تر میکند 🍁

دو هفته ایی میگذره از فهمیدن خبر اعتیادش...

پذیرفتم و به فکر درمانم...اما مامان و بابا دارن داغون میشن و نمیتونن بپذیرن و دنبال اما و چرا و چرا و چرا و ...

و شرمنده آبروی رفته ی به قول خودشونن...

و من این وسط باید بشم کسی که قویه...کسی ک احساس نداره

و بهشون صبر بدم و طرف عزیز گرفتار شده امم باشم...

بایدبگم خوبم و به مسیر ادامه بدم

خودم؟ کسی اصن از من یاد میکنه؟ کسی میپرسه خوبی؟

هیچکس...همه برای روزای خوشیت و ناخوش های خودشونن...

و تو میمونی و تنهایی و تنهایی و تنهایی وتنهایی

و ادم درونی که میگ پاشوو قوی شو و به خانواده دلگرمی بده

بزار بگن سنگدل و بی مهر تویی

بزار بگن تو هیچی برات مهم نیست و به هیچ جات نیس..بزار بگن

تو فقط خوب رفتار کن و قوی باش...

یه تجربه خیلی خیلی سخت تو مسیر زندگی...

 


برچسب‌ها: رنج عظیم
+ تاريخ شنبه بیست و ششم مهر ۱۳۹۹ساعت 20:30 نويسنده |