🌸🍃  آنچه مرا نکشد ،قوی تر میکند 🍁

دلم براش تنگ شده..

تک‌تک سلولام وجودشو میخواد..

موقع هایی ک مث الان زنگ میزد و حرف میزدیم و حتی من نمیتونستم حرف بزنم ولی اون میزد و تا وقتی خوابمون میبرد حرف میزدیم...گاهی تا صب وصل بود خطا چون هردو خوابمون برده بود..

اوج رابطه ما با فهمبدن ابنکه به درد هم نمیخوریم ولی هموخیلی دوست داریم،خیلی کوتاه بود

اما دلم براش تنگ شده..چند روزه دارم میگم نمیشه نمیشه فقط یه پیام بده یا زنگ بزنه 

دلم برای صداش به ذره شده...گاهی دلم میخواد که ببخیال غرور بشم و برم الان بهش پیام بدم 

دلم تنگ شده براش ..برای موقع هایی ک گیتار میزد و باهم میخوندیم..

برای موقع هایی که دست همو محکم میگرفتیم 

و من خوشحال بودم از بودنش...

اره دلم تنگ شده براش...خیلی تنگ شده..

میخوام غرورمو بزارم زمین..نمیخوام غرورو..

نمیخوام چیزی رو شروع کنم ...اما میخوام فقط صداشو بشنوم..دلم تنگ شده براش....

اما اون با هاید کردن من از اینستاگرامش دلمو شکوند..منم آنفالوش کردم..اما دلم تنگ شده.

هعی چقدر همه چیز سخته...

 


برچسب‌ها: شروع _تو
+ تاريخ سه شنبه چهاردهم اردیبهشت ۱۴۰۰ساعت 23:43 نويسنده |