🌸🍃  آنچه مرا نکشد ،قوی تر میکند 🍁

بعد از پنج سال مستقل بودن برگشتن به شهری ک همیشه ازش فراری بودم ،تلخ ترین و سخت ترین اتفاقه برام 

تو اتوبوس چشمه اشکی بود ک جاری بود، و خیلی سعی کردم وقتی میرسم خونه عادی باشم،اما امان از چشم های پف کرده 

و منی ک هنوز قوی نشدم ک جلوی خانواده گریه نکنم.

بله امشب برگشتم ب شهرم و پیش خانواده،اتفاقی ک بشدت برام سخته .

جدایی از شین وشین و شین

شروع مسیر جدید زندگی.

زایشگاه و شهر فراری.

خدایا ب امید تو.

 

 

 

+ تاريخ سه شنبه بیست و یکم اردیبهشت ۱۴۰۰ساعت 1:4 نويسنده |