|
🌸🍃 آنچه مرا نکشد ،قوی تر میکند 🍁
|
اومدم براتون بگم که من چند روز مرخصی گرفتم و اومدم خونه و شهر شین همون شهری که دانشجوام. چند روز کلاس هم دارم.
اما ایندفعه به چشم سفر و خوش گذشتن یهش نگاه میکنم.
اتفاقای خیلی خوبی هم تا اینجا افتاده که میبینم خدا چقدر دوستم داره و من...
بالاخره دندونی که رو مخم بود رو کامپوزیت کردم :))
دیشب تولد نامزد شین رو گرفتیم و من کمکش کردم و رفتیم خونه ج.ه. چقدز این دوتا گلن،چقدر عالی ان. من کیف میکنم و لذت میبرم.
ولی میون همع این خوبی امروز روز کار اشتباهی انجام دادم.
همون ادم ممنوعه رو دیدم و هدیه تولدشو بهش دادم و ...
و ...
شتتت.شبیه گزارش نویسی روزانه شد:///
من نمیخوام از این شهر برم.نمبخوام.نمیخوام.
تف