🌸🍃  آنچه مرا نکشد ،قوی تر میکند 🍁

اون شب رو صندلی های قسمت انتظار بیمارستان گذشت و هم‌خوابیدم و هم از ترس دزدیدن وسایلام از خواب همش پریدم.

اما اون روز صب شد و من کل میدون نقش جهان و خیلی جاهای دیگ رو گشتم و عصرشم به اتوبوس رسیدم و برگشتم شهرم . 

من تا همین دوسال پیش ارزوم بود مجردی برم سفر و تو خوابم نمی‌دیدم تنهایی سفر برم ،تنهای تنها ...

امشب داشتم فک میکردم ،یکی از ارزوهام براورده شده ، چرا واسش خوشحالی نمیکنم . حق منه ک براش خوشحال باشم. 

پس میخوام خوشحال باشم براش . اره یکی از آرزوهام برآورده شد .

سفر رفتن ، مجردی رفتن و تنها رفتن .

ارزش خودتو حفظ کن و اررش خودتو بدون عزیزدل .

تحمل کن ،پایان شب سیه سپید است .


برچسب‌ها: من_متفاوت
+ تاريخ سه شنبه هفتم تیر ۱۴۰۱ساعت 23:22 نويسنده |