|
🌸🍃 آنچه مرا نکشد ،قوی تر میکند 🍁
|
میدونی چیه ؟
من این روزها خیلی گیجم و موندم و نمیدونم چی درسته و چی غلطه ...
این روزها دوباره مث قبل شکننده شدم دلم میخواد یکی بغلم کنه و نازم کنه و از این حالتم متنفر میشم چون خیلی شکننده میکنه منو...
دوست دارم دختر بی نیازی باشم و سر این چیزا سست نشم و دلم میخواد دیگ از رو مهربانی نزارم کسی ازم سواستفاده کنه ...
گذشته زندگیم با خوب و بد بودنش رو دوست دارم و ندارم
تهش دوسش دارم چون منو بزرگ کرد جز یه موردش ک نه تنها بزرگ نکرد بلکه روز ب روز منو کوچکتر کرد ،روز ب روز روان منو داره میخوره یه ترس عجیب تو دلم انداخته...
هرجا میرم یه دلهره ایی دارم .
هرجا میرم از نگاه ادما میترسم..
چکار کردم با زندگی ام ...
ک بعدش یه عوضی تر بیاد وبگه من اتیش میگیرم وقتی اون قضیه یادم میاد ،اما همون عوضی نمیگه اتیش دل من چقدر شعله میکشه منی ک وسط این انیشم چی میکشم و به حای مرهم هی از اینکه کار من باعث شده اون اتیش بکشع گله میکنه...
من واقعا نمیگذرم از اون ادم . همیشه و همیشه همیشه تو زندگیم ادما بهم بدی کردن گذشتم گفتم تو نون دل مهربونت رو میخوری
اما این ادم بد زد ،خیلی بد زد اونم چیزی ک من کاری نکرده بودم هیچی واقعا هیچ کار..و ...
ازش نمیگذرم برای تمام این مدتی ک حالمو بد داره...