🌸🍃  آنچه مرا نکشد ،قوی تر میکند 🍁

کنار خیایون ساعت ده شب وایستاده بودم منتظر اتوبوس و یه تریلی گنده جلوم ترمز زد و راننده پیر و سبیلپوش اومد باهام لاس زد حقا ک دلم خواستم بزنم تو دهنش صدای سگ بده . صدای سگگگگ.

امروژ نه صبحونه خوردم نه نهار و نه شام و الان له ترینم .

داغون و خسته .

سرم داره میترکه....

+ تاريخ شنبه بیست و هفتم خرداد ۱۴۰۲ساعت 22:45 نويسنده |