🌸🍃  آنچه مرا نکشد ،قوی تر میکند 🍁

امشب به یه حال گهی رفتم سالن و بعدش رحمانی زنگ زد حالمو پرسید ، خوشحال شدم مث چی ..!

اینکه حواسش بوده و بعدش زنک زد اما حواس پرتی و ذهن مشغولم و گذاشت پای اینکه عاشق شدین دیگ طبیعیه ..

فک میکنه کسی تو زندگیمه و من دوست دارم بهش بگم کاش کسی بود ،نمیدونی ک اینا به خاطر تنهاییه ..

داره پاییز میشه و دلم میخواد کسی میبود ...

پر از خشمم نسبت به کریمی پر از نفرت .

+ تاريخ یکشنبه بیست و پنجم شهریور ۱۴۰۳ساعت 23:29 نويسنده |