🌸🍃  آنچه مرا نکشد ،قوی تر میکند 🍁

نشسته ام در ماشین پدر و خوابم میاد و منتظرم برم وسیله هایی ک اورده بودم برای خونه باز بار وانت کنم ..

نتیجه ک این کار بهم داد این بود ک تا وقتی همه چییی اوکی نشده و امضا ها کامل نشده وسیله نیار ک مث اللن مثرخر تو گل گیر کردم و دارم نابود میشم از شدت هجمه فکر فکر فکر..

تو این گیر و دار باز یکی دیگ پیدا شده هم خونه میخواد اما من میگم بیام بگردم قشنگ شاید یه زیرزمین چیزی با پول من پیدا شد فقط بخدا یه اتاق درست حسابی باشه نمبخوام جای خاصی باشه ولی تنها باشم همین کاش پیدا کنم همچین چایی .

خیلی روحی خسته ام ، خیلی داغونم خیلی سرم درد می‌کنه

خیلی مغزم پره با این وضعیت باید باز شب برگردم خونه

کی بشه من از جاده و مسافت رهایی پیدا کنم واقعا کاش بشه ...

+ تاريخ جمعه بیست و هفتم مهر ۱۴۰۳ساعت 16:48 نويسنده |